مرتضى راوندى

172

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

قبايل قزلباش و غيره و خاتمه دادن به بلواهاى مكرر فئودالها ، شرايط نسبتا مساعدى براى توسعهء اقتصادى فراهم نمود . در زمان شاه عباس اول ، چنان كه گفتيم ، وضع كشاورزى و صنايع دستى « دستورزى » بخصوص در ايالات مركزى ( عراق عجم ، شهر اصفهان و ايالت آن ) كه مردم آن مناطق اتفاقا از تمام يا قسمتى از مالياتها رهيده بودند ، بهبود يافت . ترقى بعدى نيروهاى توليد در كشاورزى ، رشد شهرها ، توسعهء بازرگانى داخلى و خارجى ، تا حدود قابل ملاحظه‌اى ، شرايط صلح طولانى ما بين دولتهاى صفوى و تركيه را فراهم نمودند ( 1722 - 1639 ميلادى / 1135 - 1049 هجرى ) . در ايالاتى از دولت صفوى كه از نظر اقتصادى پيشرفته‌تر بودند ، و در محلهايى كه سر راه جاده‌هاى بزرگ كاروانرو قرار داشت يا در جوار شهرها بود ، انزواطلبى اقتصاد طبيعى ( خود مصرفى ) هرچه بيشتر درهم شكسته شد . برخى پيشرفتهايى كه در قدرت كالاسازى واحدهاى اقتصادى كوچك كشاورزان حاصل آمده بود و اعتلاى سطح بهره‌دهى اين واحدها ، از پديده‌هاى مهم اين دوره‌اند . . . اين اعتلاى اقتصادى كوتاه‌مدت بود . در ربع آخر قرن هفدهم ميلادى ، علائم ركود اقتصادى در دولت صفوى ظاهر شد . چنان كه پتروشفسكى مىگويد ، علت اساسى اين ركود ، افلاس واحدهاى اقتصادى كوچك كشاورزان بود كه پايهء اقتصاد دولت فئودالى را تشكيل مىداد . در پايان قرن شانزدهم و ثلث اول قرن هفدهم ، به دنبال خاتمهء جنگ داخلى ، و رهايى از برخى مالياتها ( در واقع فقط در بعضى محلها عملى شد ) واحد اقتصادى كشاورزى در شرايط مساعدترى قرار گرفت ، و امكان يافت كه در مدتى كوتاه ، بهره‌دهى خود را تا مقدارى افزايش دهد . اما براى نمايندگان شاه و مأموران خزانه ، اين فقط انگيزه‌اى بود به منظور تشديد بهره‌كشى فئودالى . علت ديگر ركود كه در نوشته‌هاى تاريخى مورد بحث قرار گرفته ، جريان تغيير راههاى مهم بازرگانى اروپا - آسيا بود كه در قرن هفدهم ، در نتيجهء استفاده از راه آبى اطراف افريقا انجام پذيرفت ؛ راهى كه بوسيلهء واسكودوگاما كشف شد . راههاى خشكى كاروانرو كه از كشورهاى آسياى مقدم ، بخصوص از سرزمينهاى پشت قفقاز ، مىگذشتند ديگر اهميت گذشتهء خود را نداشتند . شهرهاى قفقاز ديگر تجارت « دلالگونهء » خود را از دست دادند . در نتيجهء ركود بازرگانى خارجى و قطع غنايم جنگى ( چون شاهان صفوى از پايان دههء چهارم قرن هفدهم به بعد ، جنگ كشورگشايانه‌اى راه نينداختند ) ستم مالياتى به مقدار زيادى ، تشديد گرديد . بر اثر توسعهء بازرگانى خارجى و داخلى ، در دورهء اعتلاى اقتصادى قرن هفدهم ، فئودالها كه با تجارت پيوستگى داشتند سعى كردند مالياتهايى را كه فعلا به صورت جنسى گرفته مىشد ، به شكل پول دريافت كنند . با وجود اين ، در دولت صفوى و در شرايط حاكميت اقتصاد طبيعى ، تبديل قسمتى از مالياتهاى جنسى به پولى بطور كلى ، باعث تشويق فئودالها به تجمل گرديد . اين امر ميدان عمل سرمايهء مرابحه‌اى را وسعت داد . رباخوارى كه شكلهاى موجود توليد و بهره‌بردارى را تحليل برده بود ، طريقهء جديدى را در توليد ارائه نداد ولى بر شدت بهره‌كشى فئودالى افزود و باعث تخريب اقتصاد كشاورزى گرديد .